أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 39

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

الاذهان را نبرده است ليكن ضمن ذكر مطالب و خوض در مباحث تحقيقى مربوط به تفسير نام آن را ميبرد فراجع ان شئت . [ صاحب الفوز العظيم از اين تفسير نقل كرده است ] و نيز از جملهء كسانى كه از اين تفسير نام برده است مؤلّف كتاب شريف « الفوز العظيم فى معرفة اهل النعيم » است و اين كتاب بسيار مفيد و در تاريخ حيات و فضائل و مناقب دوازده امام و فاطمهء زهراء عليهم السلام مىباشد و مؤلّف آن بسال هزار و يكصد و پنج از تأليف آن فراغت يافته است و در اين كتاب مكرّر تصريح كرده كه كتابى ديگر دارد بنام « المستبين فى اوصاف المجتبين » ليكن نام مؤلّف را بدست نياوردم و نسخهء از آن در كتابخانهء شخصى نگارنده موجود است كه تاريخ آن بخطّ مؤلّف است بارى در آن كتاب از اين تفسير نقل مىكند مثلا در باب اوّل كتاب كه بعنوان « فى ذكر الآيات المنزلة فى فضائل اهل البيت عموما و خصوصا » معنون است ضمن كلام در سورهء عاديات گفته : « سورة العاديات ، وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً ؛ الى آخرها ، در تفسير ابو المحاسن آورده : بعضى از مفسّران گفته‌اند و اين را از صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه اين سوره در غزوهء ذات السلاسل آمده است » آنگاه اين قضيّه را تا عبارت « مظفّر و منصور بازگشت » كه آخر قضيّه است نقل كرده است . و نيز در آن كتاب تحت عنوان « سورة العصر » گفته : « در خلاصة المنهج و تفسير گازر مسطور است كه ابىّ بن كعب گفته كه : من تفسير اين سوره را از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيدم » ( تا آخر روايت ) . [ فرق اختصار با ابتكار ] فائدة - نگارنده در همين مقدّمه ضمن مقايسهء زحمت مبتكر در فنّى با زحمت مقتبس از آن گفته ( ص يج 13 ؛ س 1 ) : « و نسبت بين آنها همان نسبت است كه بين بناء و تأسيس و تعمير و تجديد به نظر ميرسد » از حسن اتّفاق ضمن مطالعهء تتمّهء صوان الحكمه تأليف فريد خراسان ابو الحسن بيهقى رضوان اللّه عليه بعبارتى برخوردم كه اين مطلب در آن بنحو احسن تعبير شده است و آن اين است كه عالم نامبرده در كتاب مزبور ضمن ترجمهء حنين بن اسحاق گفته ( ص 4 ؛ س 7 ) : « و قال : من وضع علما و صناعة كمن بنى دارا و من شرح و فسّر ذلك الاصل كان كمن طيّن سطحها و جصّصها و ليس